موفقیت های من

ثبت مسیر موفقیت در زندگیم ...

موفقیت های من

ثبت مسیر موفقیت در زندگیم ...

موفقیت های من

من امید چِرَوی هستم و یکی از بزرگترین دغدغه های من یادگیری موفقیت ، شاد و شادمان بودن و روابط خوب و عالی با خانواده و دوستان و نزدیکانه و دوست دارم به دیگران اموزش بدم که چطور به این اهداف برسند برای همین تصمیم دارم تا جایی که میتونم مسیر رسیدن به هدفم رو مستند کنم تا بعد ها ، راحت تر بتونم مشکلات خودم رو شناسایی کنم و از دوباره اشتباه کردن بپرهیزم و با این کار ساده ولی بسیار ارزشمند هم بعدها میتونم راحت تر به دیگران اموزش بدم تا اون ها هم مثل من موفق بشن .

آخرین نظرات


تازه با مجله موفقیت آشنا شده بودم . پنج سال قبل، بیشتر مطالب مجله مربوط به روانشناسی و  موفقیت بود .

 آشنایی بیشتر با روانشناسی کودک باعث شد بیشتر به اشتباهاتی که خانواده در بزرگ کردن من داشتند پی ببرم . 

هر چه بیشتر مطالعه می کردم و بیشتر یاد می گرفتم بیشتر از خانواده دور می شدم. 

 بعد از یک سال، کار به جایی کشید که از خونه و خانواده فرار کردم و تهران رفتم .

 تقریبا دو سال تهران کار کردم و هر ماه هم یک بار به خانواده سر می زدم ( اون هم به خاطر مادر و برادر هام ) . 

اگرچه در تهران سختی ها بیشتر بود و شب ها با افغانی ها می خوابیدم ولی احساس بهتری نسبت به بودن در خانه داشتم .

 گاهی اوقات که تنها می شدم و فشار کار روی دوشم سنگینی می کرد، به این فکر می کردم که چرا باید دور از خانواده و در اینجای غریب کار کنم؟ چرا رابطم با پدرم بده؟ 

چرا ؟ ....

واقعا عذاب می کشیدم و گاهی سخت اشک می ریختم . 


 علاقه و انگیزه من برای مطالعه، در اون شرایط سخت و دشوار بیشتر شد و باعث شد با متمم و بعد با آقای امیری که تا به امروز مشاور و راهنمای من در زندگی بودند آشنا بشم . 

آقای امیری ارزش خانواده رو بهم نشون دادند . گفتند که مهم چیز در زندگی خانواده و پدر و مادرتن . اگرچه اونها در قبال تو اشتباهاتی کردند که باعث رنج و عذاب تو شده ولی آیا این اشتباهات از روی آگاهی بوده یا از روی ناآگاهی ؟ 

من به این نتیجه رسیدم که پدر و مادر من فقط از روی ناآگاهی بود که رفتاری اشتباه و مطابق با رفتار پدر و مادر خودشان بروز دادند

من هم اگر در شرایط آنها و با روش تربیتی قدیم که برای تربیت ، کودک را تنبیه می کردند و سرش داد می زدند و تحقیرش می کردند  ، بودم و به هیچ منبع اطلاعاتی دسترسی نداشتم قطعا با همان روش تربیتی غلط کودکانم را تربیت می کردم ...


من در گذشته بار ها و بارها باعث ناراحتی خانوادم شدم و از این بابت بسیار شرمنده ام . 

اما امروز به این باور رسیدم که : 

خانواده ارزشمند ترین دارایی من هستند . بنابراین همیشه مراقب هستم که با تفسیر ها و قضاوت های غلط باعث آزار و اذیتشون نشم  . 


نتیجه :

  عشق ورزیدن و از خودگذشتگی کردن برای خانواده مهم ترین چیز در زندگی است . مهم ترین چیز برقراری ارتباط با اطرافیان و محبت و توجه به آنهاست . اینها مسائلی هستند که از کسب میلیون ها دلار پول ارزشمند ترند . 

امید چِرَوی

نظرات  (۴)

۲۲ دی ۹۶ ، ۰۰:۵۲ یک مسلمان
عکس خیلی خوب بود...ممنون
۱۵ دی ۹۶ ، ۲۳:۳۲ پیمان کرامتی
چه جالب و امیدوارکننده
لذت بردم..مرسی :)
پاسخ:
خواهش می کنم 😊
۰۳ دی ۹۶ ، ۲۳:۳۶ یک بلاگر
منم با همین حرف ها درونم رو آروم کردم
۰۱ دی ۹۶ ، ۱۵:۲۷ همدم ماه
اتفاقا این اتفاق واسه من هم افتاده چقدر این پستتون به دلم نشست من با مادرم رابطه ی خوب و دوستانه ای  نداشتم  متاسفانه و همش هم افسوس می‌خوردم که چرا 
ولی مدتهاست که تصمیم دارم در آینده با فرزندانم رفتاری داشته باشم که مادرم باهام نداشته 
پاسخ:
دوست عزیز سلام . 

من هم فکر می کنم باید مثل مادر و پدرامون به فرزندانمون عشق بورزیم و برای خوشبختی شون تلاش کنیم . 

هدف هممون یکیه ، فقط راهمون متفاوته 😉

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی