موفقیت های من

ثبت مسیر موفقیت در زندگیم ...

موفقیت های من

ثبت مسیر موفقیت در زندگیم ...

موفقیت های من

من امید چِرَوی هستم و یکی از بزرگترین دغدغه های من یادگیری موفقیت ، شاد و شادمان بودن و روابط خوب و عالی با خانواده و دوستان و نزدیکانه و دوست دارم به دیگران اموزش بدم که چطور به این اهداف برسند برای همین تصمیم دارم تا جایی که میتونم مسیر رسیدن به هدفم رو مستند کنم تا بعد ها ، راحت تر بتونم مشکلات خودم رو شناسایی کنم و از دوباره اشتباه کردن بپرهیزم و با این کار ساده ولی بسیار ارزشمند هم بعدها میتونم راحت تر به دیگران اموزش بدم تا اون ها هم مثل من موفق بشن .

آخرین نظرات

پیوندها


چه عاملی باعث میشه که در زندگی خود ، مسیر ها و اهداف مشخصی رو انتخاب کنیم ؟

این عامل اعتقادات ماست . باور به این که توانایی هامون چقدره و چه کارایی برامون ممکن یا غیر ممکنه . 

در فرهنگ مردم هائیتی ، پزشک جادوگر چنان قدرت مرموزی داره که میتونه با یه اشاره فردی رو نابود کنه . اما واقعیت اینکه ، عاملی که باعث مرگ اون فرد میشده قدرت جادویی پزشک نبوده ، بلکه اعتقاد بالای افراد به قدرت مرموز و فوق تصور اون بوده !

چهار تا سوال هست که فکر کردن به جوابشون میتونه در درک این موضوع بهمون کمک بکنه . 

۱_ تا حالا شده که انتظار یه اتفاق بد رو کشیده باشین ؟

۲_ اثر این انتظار بر زندگیتون چی بوده ؟ 

۳_ چه اعتقادات و باور های مثبتی بر زندگی فعلی شما اثر گذاشته ؟ 

۴_ چه انتظارات مثبت تازه ای می توانید در خود یا دیگران ایجاد کنید ؟ 


من به ترتیب روی هر سوال فکر میکنم و جواب میدم و اگر شما هم دوست داشتین میتونید جواب خودتون رو همینجا و در بخش نظرات بنویسین  :

پاسخ سوال اول ؛ بله . چند سال پیش مدتی زیادی بود که دائم به اخلاق بد بابام فکر میکردم و تنها راه حلی که پیش روم میدیدم مقابله با پدرم بود . 

پاسخ سوال دوم ؛ شب ها هنگام خواب به دعوا کردن با پدرم فکر میکردم و طوری شده بود که چند بارم خواب دیدم که با پدرم دعوام شده بود و از خونه بیرون زدم و به تهران رفتم . چند هفته بیشر طول نکشید که اون روز رسید . بابام چند شب بود که دیر میومد خونه و وقتی هم که میومد با اخم و ناراحتی میومد . من به این موضوع اعتقاد داشتم که مادرم باید جلو پدرمو بگیره تا اون دیگه رفتار بدشو تکرار نکنه و این اعتقادو به مادرم گفتم . یه شب بابام ساعت ۵ صبح اومد خونه و مادرم شروع کرد به سوال پیچ کردنش و خلاصه یه دعوا راه افتاد و من و داداشا که تو اتاق خواب بودیم بیدار شدیم و من سریع رفتم جلو بابام ایستادم و سعی کردم جلوشو بگیرم و حتی خواستم بزنمش که خداروشکر جاخالی داد !

خلاصه شب خیلی بدی بود و دقیقا مثل همون دعوایی بود که خوابشو دیده بودم و انتظارشو داشتم با این تفاوت که دو برادر و مادرم هم تو این دعوا بودند و خیلی بهشون سخت گذشت چون مثل من امادگیشو نداشتند !! 

تقریبا همه چی طبق انتظارات من پیش رفته بود و صبح روز بعد از دعوا هم رفتم تهران !

پاسخ سوال سوم ؛ یکی از مهم ترین اعتقادات من اینکه اگر احساس بدی داشته باشم یعنی در مسیر اشتباه قدم گذاشتم و طبق این جمله از اسپنسر جانسون : ( کارهای خردمندانه ای که در لحظات بد امروز انجام میدهید ، لحظات خوب فردای شما را میسازند . ) باید به کارهای خردمندانه بپردازم  . 

و اگر احساس خوبی داشتم یعنی اینکه در مسیر درستی هستم و بهتره که سعی کنم در همین حال و هوا بمونم و اجازه ندم که اتافاقات بیرونی حس منو بد کنند . 

اعتقاد بعدی اینه : غرور باعث میشه مدت زمان کمتری در قله ( لحظات خوب و موفقیت ها ) و مدت زمان یشتری هم در دره ( لحظات بد و شکست ها ) بمونیم . 

تو این یکی و دوساله با مطالعه تونستم اعتقادات خوب و سازندهٔ زیادی برای خودم داشته باشم و نسبت به گذشته به ادم بهتری تبدیل بشم و  شخصیتمو رشد بدم . 

پاسخ سوال چهارم ؛ انتظار مثبتی که به تازگی می خوام در خودم ایجاد کنم اینه : من انسان با اراده و با انظباطی هستم . نیروی اراده و نظم یکی از ملزومات رسیدن به اهدافمه و برای این که بتونم انسان با اراده و منظبطی باشم باید در ابتدا تعریف این کلمات رو بدونم و درک کنم و بعد با تمرین و تکرار ، این دو را جزئی از اعتقادات مثبت و سازنده خودم کنم . 

انتظار مثبتی که میتونم در دیگران ایجاد کنم : فعلا نباید به این فکر کنم و بهتره بعد از کمک کردن به خودم و رسیدن به موفقیت ، به دیگران اموزش بدم و در اونا هم اعتقادات مثبت به وجود بیارم . 


پینوشت ؛ 

اون دعوا اخرین اتفاق بدی بود که افتاد و تنها دلیلش عدم اگاهی من نسبت به تاثیر انتظارات ، اعتقادات و تصاویر ذهنی منفی در زنگیم بود . بعد از مطالعات بیشتر و بالا رفتن اگاهی ، سعی کردم رابطمو با پدرم بهتر کنم و در این راه شکست ها و پیروزی هایی هم داشتم که تا به حال وزن پیروزی هام بیشتر بوده و مطمئنم روزی میرسه که صد در صد ، در ارتباط با پدر و در کل با خانوادم موفقم  . 


ممنونم که وقت گذاشتین و این مطلب طولانی رو مطالعه کردین .

➕❌ ( مثبت اندیشی و مطالعمون رو چند برابر کنیم ) 😊

امید چِرَوی

اعتقاد

ایمان

نظرات  (۱)

۱۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۸:۱۱ عارفه علیزاده
بسیار عالی. موفق باشید.


پاسخ:
ممنون عارفه خانوم . 
شما هم همینطور ( موفق باشید ) 😊

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی