موفقیت های من

ثبت مسیر موفقیت در زندگیم ...

موفقیت های من

ثبت مسیر موفقیت در زندگیم ...

موفقیت های من

من امید چِرَوی هستم و یکی از بزرگترین دغدغه های من یادگیری موفقیت ، شاد و شادمان بودن و روابط خوب و عالی با خانواده و دوستان و نزدیکانه و دوست دارم به دیگران اموزش بدم که چطور به این اهداف برسند برای همین تصمیم دارم تا جایی که میتونم مسیر رسیدن به هدفم رو مستند کنم تا بعد ها ، راحت تر بتونم مشکلات خودم رو شناسایی کنم و از دوباره اشتباه کردن بپرهیزم و با این کار ساده ولی بسیار ارزشمند هم بعدها میتونم راحت تر به دیگران اموزش بدم تا اون ها هم مثل من موفق بشن .

آخرین نظرات

  • ۲۰ آذر ۹۶، ۱۷:۱۳ - یک بلاگر
    احسنت!

 دوری از خانواده

قبل از اینکه برم خدمت فکر می کردم با دوری از خانواده می تونم به انسان قوی تر و موفق تری تبدیل بشم . فکر می کردم مثل اون زمان که از خونه و خانواده دور شدم و به تهران رفتم تا کار کنم ، پیشرفت می کنم و بهتر می شم . فکر می کردم سختی های بیشتر باعث قوی تر شدنم میشه . فکر می کردم با این دوری و زنگ نزدنم به خانوادم ، اونها بیشتر قدر من رو می دونند . در این مورد فکرهای زیادی می کردم ولی‌ آیا درست بودند !؟ 

۳ روز اول به ما اجازه ندادند که با خانواده هامون تماس بگیریم ولی از روز چهارم به بعد اجازه این کار رو در زمان استراحت دادند . خیلی ها رفتند و با خانوادشون تماس گرفتند ولی من با وجود این که دلم می خواست تماس بگیرم ولی به خودم می گفتم نباید زنگ بزنم و تا آخر هفته هم تحمل کردم . ولی در اون یک هفته اونقدر سختی کشیدم تا این که به خودم  اومدم . این سختی ها من رو بیدار کرد و اونجا بود که قدر پدر و مادر و خانوادمو دونستم . 

هر چقدر که سختی ها و مشکلات بیشتر می شد بیشتر یاد پدر و مادرم و زحمت هایی که برام کشیدند و همین طور کارایی که برام کردند می افتادم و بیشتر قدرشون رو می دونستم . بلاخره طالقت نیاوردم و به خونه زنگ زدم ...

داداش محمد گوشی رو برداشت و کلی هم از دستم عصبانی بود و میگفت که چرا تماس نگرفتم ؟ بعد گوشی رو به مامان داد که مامان از خوشحالی و نگرانی گریه می کرد .می گفت که تمام این روزا یه آب خوش از گلوش پایین نرفته و همش گریه می کرده و قرآن می خونده و برای سلامتیم دعا می کرده . 

دلم داشت از جاش کنده می شد . اشکم در اومد و حسابی خجالت زده شدم و از خودم بدم اومده بود . کلی معذرت خواهی کردم ولی چه فایده !

 نمی دونستم باید چی بگم . فقط می گفتم که ببخشید . ولی مادرم از این که زنگ زده بودم اونقدر خوشحال بود که حد نداشت ، مثل این که تمام سختی هایی که به خاطر من کشیده رو فراموش کرده . 

 از سختی هایی که می کشیدم هیچی نگفتم و گفتم که همه چی خوب خوبه و از خوبی هایی گفتم که واقعیت نداشت ! 

خیالش راحت شد و دیگه نگران نبود و حداقل اینجا تونستم یه کار درست انجام بدم . و بعد هر چند روز یک بار به خونه زنگ میزدم . 

نتیجه اینکه خانواده ارزشمند ترین داریی هر یک از ماست و ما هیچ وقت قدرشو نمی دونیم مگر این که خدایی نکرده ازمون گرفته بشه . 

یه جایی خوندم که فرقی نمی کنه که دویست نفر شما رو فالوو کنند یا دو هزار نفر یا بیشتر ... ! آدم های مهم زنگیمون چند نفر بیشتر نیستن . 

همسر ، فرزند ، پدر و مادر ، برادر و خواهر و دوستان صمیمی و بسیار نزدیک .که واقعا خیر خواه ما هستند . 

اگر کسانی هستند که برایتان تب کنند ، اشک بریزند و شمارو بفهمن .

دلیل بسیار بزرگی دارید که از زنده بودن شادمان باشید ....

بقیه اون چند صد هزار نفر برای شما اعداد هستند .

و برای آنها اسم و عکس ... ! 


بعد از یک هفته، آزار و اذیت فرمانده کم شد و بیشتر بهمون استراحت دادند و ساعاتی هم کلاس می ذاشتند ( کلاس بهداشت ، سبک زندگی ، جهت یابی ، استفاده از اسلحه ، شناخت مواد مخدر و ... )  که در اون ساعات کمی از رژه رفتن و بُدو به ایست و ... و کلا از شر فرمانده خلاص می شدیم . 

یکم که با شرایط وقف پیدا کردم دیدم باید راهی برای پیشرفت و رشد پیدا کنم و از خرید یه دفترچه شروع کردم . در قسمت بعد توضیح میدم که چطور تونستم از کوچک ترین فرصتی برای یادگیری بهره ببرم . 

دفترچه یادداشت امید چروی

نظرات  (۲)

به نظر من سربازی یک نقطه ی مثبت تو زندگی پسر هاست یه دوره ی خود شناسیه خیلی خوب 
پاسخ:
دوست عزیز همون طور که شما میگین این سربازی میتونه یه نقطه ی مثبت تو زندگی پسر ها باشه . و من فکر میکنم بهتره ما انسان ها به هر مشکل تو زندگیمون با این دیدگاه نگاه کنیم تا به موفقیت های خوب و بزرگی از جمله خودشناسی برسیم . 
شاد باشین 😊
من هم خاطرا دوره ی آموزشی رو که تازه تموم کردم تو وبلاگم نوشتم خوشحال میشم بیای بخونیش دوست عزیز.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی