موفقیت های من

ثبت مسیر موفقیت در زندگیم ...

موفقیت های من

ثبت مسیر موفقیت در زندگیم ...

موفقیت های من

من امید چِرَوی هستم و یکی از بزرگترین دغدغه های من یادگیری موفقیت ، شاد و شادمان بودن و روابط خوب و عالی با خانواده و دوستان و نزدیکانه و دوست دارم به دیگران اموزش بدم که چطور به این اهداف برسند برای همین تصمیم دارم تا جایی که میتونم مسیر رسیدن به هدفم رو مستند کنم تا بعد ها ، راحت تر بتونم مشکلات خودم رو شناسایی کنم و از دوباره اشتباه کردن بپرهیزم و با این کار ساده ولی بسیار ارزشمند هم بعدها میتونم راحت تر به دیگران اموزش بدم تا اون ها هم مثل من موفق بشن .

آخرین نظرات

  • ۲۰ آذر ۹۶، ۱۷:۱۳ - یک بلاگر
    احسنت!

ورزش مغز



یه اس ام اس از «سمینار ما» برام ارسال شد و من رو به سمینار رایگان معارفه ی «آموزش زبان ، تند خوانی و افزایش حافظه»  دکتر جاوید دعوت کرد . من حوصله رفتن نداشتم ولی از اونجایی که می دونستم انسان های موفق دائما در این دوره ها و سمینار ها شرکت می کنند تصمیم گرفتم منم از اونها الگو برداری کنم و در این سمینار شرکت کنم .

خوشبختانه سمینار در نزدیکی پادگان و خیابان میرداماد برگزار شد .  افراد زیادی اومده بودند . استاد 25 کلمه از افراد حاضر در اونجا درخواست کردند تا در جدولی که کشیده بودند بنویسند . و بعد هم با صرف کمتر ازیک دقیقه اون 25 کلمه رو حفظ کردند و همه جوره برامون گفتند ، از اول به آخر و برعکس ، عمودی ، افقی و ...

مورد تشویق جمع قرار گرفت و توجه همه رو به خودش جلب کرد . بعد هم به ما نشون داد که چطور میشه این لغات رو با ارتباط و تصویر سازی حفظ کرد .

مطالب زیادی رو مطرح کردند در مورد نحوه رمز گذاری لغات زبان و یادگیری لغات زیادی در کمترین زمان و ...

 و همچنین توضیح داد که چطور مهارت یادگیری زبان و تند خوانی رو بهمون آموزش میده و با چه تمارینی ذهن و حافظمون رو قوی می کنه .

قیمت دوره های اون زیاد بود( مثلا دوره حافظه 2 ملیون تومان) و من سرباز توان پرداختشون رو نداشتم و برای همین نامه ای به ایشون نوشتم تا بتونم به صورتی در دوره ها شرکت کنم ولی جوابی نگرفتم و این طبیعی بود چون در اون دوره ها جای خالی ای وجود نداشت که ایشون بخوان بهم لطف کنند . به هر حال من نا امید نشدم و با سر نخ هایی که در اون سمینار به دست آوردم و آموخته های قبلی برای خودم برنامه ای نوشتم .

من از قطعه قطعه کردن چیزی نمی دونستم ولی با این حال خیلی خوب ازش استفاده کردم . قانون 21 روز رو در نظر گرفتم و در 21 روز آینده و در دفتر سررسید  دو تا برنامه 30 دقیقه ای گنجوندم .

 برنامه اول : یادگیری لغات 504 با روش رمز گردانی . به طور مثال کلمه ی «مقدس، مذهبی = Sacred » رو در نظر بگیرید .

«سِکرِد» رو چند بار تو ذهنم تکرار می کنم و می بینم به کلمه ی «سِکتِه» نزدیکه و در مرحله بعد سکته رو به مقدس و مذهبی ارتباط می دم . و این تصویر رو می بینم: یه آدم مقدس و مذهبی که سکته کرده !

در نتیجه هر زمان که کلمه سکرد رو می بینم یاد سکته می افتم و اونم من رو یاد آدم مقدس و مذهبی می ندازه .

باید بگم این روش به همین راحتی ها هم نبود و در اون نیم ساعت واقعا سخت تلاش می کردم تا چند تا کلمه رو بتونم رمز گذاری کنم و یادش بگیرم . هر کس دیگه ای بود واقعا نا امید می شد همونطور که چند سال پبش و زمانی که برای اولین بار با این روش آشنا شدم و سعی کردم یادش بگیرم و شکست خوردم و نا امید شدم . اما این دفعه شرایط فرق می کرد و من اطلاعتی در مورد ذهن داشتم و می دونستم که با فشار آوردن بهش قوی تر میشه . درضمن من ارده ای قوی تر داشتم و برنامه ای 21 روزه که باید انجام می شد( حتی اگر در اون هیچ پیشرفتی دیده نمی شد ).

برنامه دوم : تمرین سخت بعدی که برای خودم در نظر گرفتم (البته اون زمان سخت بود) این بود که تعدادی عدد می نوشتم و بعد به هر عدد چند لحظه نگاه می کردم و چشمهامو می بستم و سعی می کردم تو ذهنم ببینشمون و با اعدادش بازی کنم . مثلا عدد 568 رو در ذهنم می دیم و یه بار برعکس می خوندمش و بار بعدی عدد اول رو به آخر جابه جا می کردم و می خوندم و ...  هر زمان که احساس می کردم به عددی مسلط شدم زیرش خط می کشیدم و سراغ عدد بعدی می رفتم .

* روزهای اول برای هر لغت زبان باید 5 تا ده دقیقه وقت می زاشتم و آخرش هم به زور به یه چیزی ربطش می دادم ! بعد از چند روز تمرین متوجه پبشرفت خودم شدم و دیدم که سرعت یادگیری من به طرز شگفت انگیزی افزایش پیدا کرده و همین موضوع باعث شد که با انگیزه ای بیشتر به تمرین بپردازم . یادمه آخرین باری که از خودم تست گرفتم یه ماه پیش بود و در اون زمان من 40 لغت رو در مدت یک ساعت رمز گذاری و به خاطر سپردم .

* در مورد ریاضی هم باید بگم در ابتدا، دیدن اعداد سه رقمی تو ذهن برام سخت بود ولی هر روز تعدادشون رو یکی زیاد کردم. سه تا شد چهار تا پنج تا شیش تا و .... طوری که آخرین رکوردم حفظ کردن عددی 50 رقمی بود . اون هم بعد از دوماه تمرین و صرف تقریبا 25 تا 30 ساعت ! شگفت انگیزه نه ؟

بعد ها به خودم گفتم آیا من که این همه عدد حفظ می کنم، این کار فقط روی حافظه عددیدم تاثیر گذاشته یا کلا حافظم قوی شده ؟. بنابراین اقدام به حفظ شعری هشت بیتی که قبلا موفق به حفظش نشده بودم کردم و در پنج دقیقه حفظش کردم . واقعا خوشحال بودم و تو پوست خودم نمی گنجیدم . چند تا شعر دیگه حفظ کردم و برای داداشام و مادر و پدر می خوندم . تا چند روزی به همه توضیح می دادم که حافظم قوی شده و هر چیزی رو می تونم یاد بگیرم و ... .

این نحوه ی برنامه ریزی من در دفتر سر رسید و در زمان سربازیه

دفتر سر رسید


و این هم یکی از اولین تمرین های ذهنی ریاضیمه

ورزش ذهنی


این هم آخرین تمرین و ورزش ذهنی منه

 ورزش ذهنی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی