موفقیت های من

ثبت مسیر موفقیت در زندگیم ...

موفقیت های من

ثبت مسیر موفقیت در زندگیم ...

موفقیت های من

من امید چِرَوی هستم و یکی از بزرگترین دغدغه های من یادگیری موفقیت ، شاد و شادمان بودن و روابط خوب و عالی با خانواده و دوستان و نزدیکانه و دوست دارم به دیگران اموزش بدم که چطور به این اهداف برسند برای همین تصمیم دارم تا جایی که میتونم مسیر رسیدن به هدفم رو مستند کنم تا بعد ها ، راحت تر بتونم مشکلات خودم رو شناسایی کنم و از دوباره اشتباه کردن بپرهیزم و با این کار ساده ولی بسیار ارزشمند هم بعدها میتونم راحت تر به دیگران اموزش بدم تا اون ها هم مثل من موفق بشن .

آخرین نظرات

  • ۱۵ آذر ۹۷، ۱۵:۲۲ - مهسا جون
    👍
  • ۲۸ آبان ۹۷، ۰۰:۵۳ - سیّد محمّد جعاوله
    جالب بود.
  • ۱۸ آبان ۹۷، ۰۰:۳۸ - متاهل پر درد سر
    اقایی

پیوندها


چه عاملی باعث میشه که در زندگی خود ، مسیر ها و اهداف مشخصی رو انتخاب کنیم ؟

این عامل اعتقادات ماست . باور به این که توانایی هامون چقدره و چه کارایی برامون ممکن یا غیر ممکنه . 

در فرهنگ مردم هائیتی ، پزشک جادوگر چنان قدرت مرموزی داره که میتونه با یه اشاره فردی رو نابود کنه . اما واقعیت اینکه ، عاملی که باعث مرگ اون فرد میشده قدرت جادویی پزشک نبوده ، بلکه اعتقاد بالای افراد به قدرت مرموز و فوق تصور اون بوده !

امید چِرَوی

موفقیت فرآیندی قدم به قدم است و از مراعات یک رشته اصول ساده و نظم و انظباط های جزئی بدست می آید . کارهایی که گاه به گاه انجام میدهیم مهم نیستند ، بلکه اعمال دائمی ما هستند که نقش تعیین کننده دارند . درست در همان لحظه که دیگران نا امید می شوند ، افراد موفق ادامه میدهند . « پشتکار » ارزشمندترین عامل شکل دهنده کیفیت زندگی است و حتی از استعداد نیز مهم تر است . 

« آنتونی رابینز » 


این جمله آنتونی رابینز خیلی زیباست ولی مهم تر اینکه ، خیلی هم آموزندست . می خوام تعریف دو تا کلمه که در پاراگراف بالا به کار رفته رو اینجا بنویسم تا بیشتر و بهتر ، با مفهوم پاراگراف بالا آشنا بشیم . 

امید چِرَوی


سلام میخوام از تصویر ذهنی مفید دیگری که دیشب به صورت اتفاقی امتحانش کردم و نتیجهٔ فوق العاده ای بدست اوردم بگم . 

دیشب  قبل از خواب به مطالعه کتاب « دنیای سوفی » پرداختم و بعد از یک ساعت که خسته شده بودم تصمیم گرفتم که کمی استراحت کنم و بعد دوباره بیدار شم و ادامه کتابو بخونم ولی به دلیلی خستگی زیاد خوابم برده بود . 

صبح که از خواب بیدار شدم اولین چیزی که به ذهنم رسید مطالعه کتاب دنیای سوفی بود که قرار بود بعد از کمی استراحت بخونم . اولش کمی ناراحت شدم که خوابم برده بود ولی بعد تصمیم گرفتم که ادامه کتاب رو بخونم .

امید چِرَوی


می خوام به چند تا سوال پاسخ بدم . ( همان طور که در مطلب « درجات احساس اطمینان از دید انتونی رابینز » گفته بودم . )


 سوال اول : کدام یک از باور های شما جنبه « نظر » دارند ؟ 

من باور دارم که توانایی مقابله با بسیاری از مشکلات را دارم . 

به نظر من این فقط یک نظره و مبنای اون ادراکات و تصورات موقتیه و ممکنه در آینده ای نزدیک و با مواجه شدن با مشکلات بیشتر و بزرگتر و شکست در مقابل اون مشکلات ، این باور و نظر من کاملا تغییر کنه ! ( مثلا بگم که در زمان و با منابع محدود میتوانم تعداد کمی از مشکلات رو حل کنم و حل باقی مشکلات رو باید به زمانی دیگر یا فرد دیگری بسپارم . ) 

امید چِرَوی



چشمامو بزور باز نگه داشتم و با توجه به این که میدونم باید برم بخوابم ولی تصمیم گرفتم یکم بنویسم . 

من از مجله موفقیت و دکتر حلت یاد گرفتم که جمله منفور من خسته ام را بر زبان نیارم چون باعث میشه که بیشتر احساس خستگی کنم .درست هم میگن و من به همین دلیل سعی میکنم از این جمله استفاده نکنم . 


امید چِرَوی


زمانی که داشتم فصل سوم کتاب « راز موفقیت آنتونی رابینز » را مطالعه میکردم به مطلب فوق العاده ای برخوردم که تصمیم گرفتم اونو اینجا بنویسم تا سایر دوستان هم از خوندن این مطلب لذت زیادی ببرند و البته چیز جدید هم یاد بگیرند . 😊


◾احساس اطمینان دارای سه درجه است :

 

نظر ، اعتقاد و یقین . 


امید چِرَوی

روزی بازرگان موفقی از مسافرت بازگشت و متوجه شد خانه و مغازه اش در غیاب او آتش گرفته و کالاهای گرانبهایش همه سوخته و خاکستر شده و خسارت هنگفتی به او وارد آمده است.

فکر می کنید آن مرد چه کرد؟

خدا را مقصر شمرد و ملامت کرد؟ ویا اشک ریخت؟

امید چِرَوی

سلام 😃

تو سایت فوق العاده متمم مشغول مطالعه بودم که به یک کامنت فوق العاده زیبا و تاثیر گذار از شهرزاد عزیز برخوردم و اونقدر برام اموزنده و تاثیر گذار و حتی ارامش بخش بود که تصمیم گرفتم متن کامنت رو در این وبلاگ قرار بدم تا شما هم بتونید از این متن زیبا بهره مند بشین 😊😉

امید چِرَوی

معنا

سلام 😊

امروز صبح به سختی از خواب بیدار شدم و با داداش و بابام رفتیم سر کار . من تصمیم گرفتم که با کمک کردن به پدرم ، رابطمو باهاش بهتر کنم . ولی یه مشکلاتی دارم که سعی میکنم حلشون کنم و اولین قدم در جهت حل مشکلات تشخیص و پذیرش اون مشکلاته . 

مشکل من اینکه در زمان کار کردن با پدرم اصلا حس خوبی ندارم و میشه گفت گاهی اوقات حس خیلی بدی پیدا می کنم . 😞

در ابتدا چند تا سوال از خودم میپرسم ؛ 

 ۱ _ آیا این اتفاق به معنی رنج است یا به معنی لذت ! ؟ 

۲ _ برای دوری از رنج و کسب لذت چه باید بکنم ؟ 

امید چِرَوی

نان سنگگ در تنور . Omidcheravi

‌ ‌ ﻭﻗﺘﻲ ﻧﺎﻧﻮﺍ ﺧﻤﯿﺮ ﻧﺎﻥ ﺳﻨﮕﮏ ﺭﺍ ﭘﻬﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺩﺭﻭﻥ ﺗﻨﻮﺭ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻱ ﻛﻪ ﭼﻪ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ؟! 

ﺧﻤﯿﺮ ﺑﻪ ﺳﻨﮕﻬﺎ ﻣﯽ ﭼﺴﺒﺪ! 

ﺍﻣﺎ ﻧﺎﻥ ﻫﺮﭼﻪ ﭘﺨﺘﻪ ﺗﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ،ﺍﺯﺳﻨﮕﻬﺎ ﺟﺪﺍ ﻣﯽﺷﻮﺩ...

 ﺣﮑﺎﯾﺖ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺳﺖ؛ ﺳﺨﺘﯿﻬﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ،ﺣﺮﺍﺭﺕ ﺗﻨﻮﺭ ﺍﺳﺖ. ﻭ ﺍﯾﻦ ﺳﺨﺘﯽ ﻫﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺨﺘﻪ ﺗﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﻭ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﭘﺨﺘﻪ ﺗﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺳﻨﮓ ﮐﻤﺘﺮﯼ ﺑﺨﻮﺩ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ... 

ﺳﻨﮕﻬﺎ ﺗﻌﻠﻘﺎﺕ ﺩﻧﯿﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ....

امید چِرَوی