موفقیت های من

ثبت مسیر موفقیت در زندگیم ...

موفقیت های من

ثبت مسیر موفقیت در زندگیم ...

موفقیت های من
من امید چِرَوی هستم و یکی از بزرگترین دغدغه های من یادگیری موفقیت ، شاد و شادمان بودن و روابط خوب و عالی با خانواده و دوستان و نزدیکانه و دوست دارم به دیگران اموزش بدم که چطور به این اهداف برسند برای همین تصمیم دارم تا جایی که میتونم مسیر رسیدن به هدفم رو مستند کنم تا بعد ها ، راحت تر بتونم مشکلات خودم رو شناسایی کنم و از دوباره اشتباه کردن بپرهیزم و با این کار ساده ولی بسیار ارزشمند هم بعدها میتونم راحت تر به دیگران اموزش بدم تا اون ها هم مثل من موفق بشن .

مسخره شدن

مسخره شدن برای من خیلی سخته . همیشه سعی کردم طوری رفتار کنم که دیگران بهم بی احترامی نکنن . اما به مرور متوجه شدم که این هدف واقعا غیر معقول و دور از دسترسه . حتی انسان های بسیار موفق جهان هم مسخره می شند و مورد بی احترامی قرار می گیرند چه برسه به من ! ولی با دونستن این چیزا باز هم از مورد تمسخر قرار گرفتن وحشت داریم و می ترسیم که دیگران بهمون بی احترامی کنند . نمی دونستم چطور باید با این مشکل کنار بیام ولی تلاش خودم کردم و راه حلش رو هم پیدا کردم .

امید چِرَوی


تا حالا شده با یه مشکل بزرگ مواجه بشین که حسابی شمارو اذیت و کلافه کنه ؟ 

تا حالا شده دردی بسیار شدید رو تو زندگیتون حس کرده باشین و احساس نا امیدی کنید ؟ 

کدوم مشکل و بحران و درد تو زندگیتون باعث رشد و پیشرفتتون شده ؟ 

من یه مشکل بزرگ‌ داشتم که همیشه باعث عذاب و ناراحتی من بود . این مشکل من رو افسرده و غمگین کرده بود و هر روز ضعیف تر و ناامید تر می شدم . 

امید چِرَوی

یکی از عادات من مطالعه و یادگیریه که واقعا عاشق این عادتم هستم😍

وقتی برای یه مدت کوتاهی نتونم چیز  جدیدی یاد بگیرم احساس بدی پیدا کنم . درست مثل یه معتاد که مواد بهش نرسیده احساس درد میکنم ، شاید کمی اغراق آمیز باشه ولی حقیقتش همینه . همیشه مطالعه و یادگیری بوده که من رو از شر شرایط سخت و مشکلات زندگی خلاص کرده و برای همینه که معتادش شدم . و مشکل اصلی وقتی شروع شد که تو پادگان نمیتونستم مطالعه کنم که این به شدت من رو اذیت میکرد و باید یه راهی پیدا میکردم .

امید چِرَوی

 دوری از خانواده

قبل از اینکه برم خدمت فکر می کردم با دوری از خانواده می تونم به انسان قوی تر و موفق تری تبدیل بشم . فکر می کردم مثل اون زمان که از خونه و خانواده دور شدم و به تهران رفتم تا کار کنم ، پیشرفت می کنم و بهتر می شم . فکر می کردم سختی های بیشتر باعث قوی تر شدنم میشه . فکر می کردم با این دوری و زنگ نزدنم به خانوادم ، اونها بیشتر قدر من رو می دونند . در این مورد فکرهای زیادی می کردم ولی‌ آیا درست بودند !؟ 

امید چِرَوی


پدر و مادر من رو تا ترمینال کلانتری همراهی کردند . تقریبا یک ساعت تو ترمینال نشتیم و منتظر بودیم . اضطراب  و پریشونی رو تو پدر و مادرم می دیدم . خودمم کمی مضطرب بودم . مشخص شد که باید با کدوم اتوبوس برم و زمانی که خواستم با پدر و مادرم خداحافظی کنم مادرم گریه میکرد و خیلی ناراحت بود . فقط مادر من نبود که گریه میکرد ، خیلی از مادرای دیگه بودند که گریه میکردند . مثل این که بچشون داره به جنگ میره ! 

امید چِرَوی

.موفقیت

سلام 

تو این مطلب میخوام از دستاوردها و موفقیت ها و پیشرفت هام بگم .

تا الان ۱۷ ماه از خدمتم گذشته و هنوز چهار ماه دیگه مونده . 

در یگان تربیت بدنی ستاد ناجا خدمت میکنم و در اونجا مسئول یه باشگاه بزرگم و از ساعت ۵:۰۰ صبح تا ۱۸:۰۰ بعد از ظهر تو باشگاهم .وظایف من از این قبیله : مدیریت و آمار حضور و غیاب کلاس های دفاع شخصی ، نظافت باشگاه ٬ کنترل و نظارت به تمرین کسانی که در باشگاه هستند و هر دستوری که رئیس صادر کنه . البته اینم بگم که در طول روز خواب خوبی هم دارما 😉

تقریبا هفته ای ۱۶ ساعت ورزش میکنم ( ۸ ساعت بدن سازی و ۸ ساعت جودو ) و ۱۴ ساعت هم مطالعه میکنم . 

امید چِرَوی


سلام :-) 

مدتی بود که شرایطم ایجاب نمیکرد تا بیام اینجا و مطلب بزارم . ولی با این مرخصی سه روزه ای که بهمون دادن تونستم دوباره بیام اینجا و از اتفاقاتی که در این چند روزه برام افتاده بگم . 

قبل از رفتن به سربازی حرف های قلنبه ، سلنبه ای زده بودم ، یادتونه !؟ 

خب تا زمانی که هنوز ، بهم سخت نگذشته بود ، حس کنترل ، حس خوب ، حس ماجراجویی و حس بزرگ بودن میکردم . ولی

امید چِرَوی

آره درست شنیدید ، فردا میرم سربازی .

 ۷ صبح روز ۹۵/۲/۱۹ اعزام میشم . 

نمیدونم سربازی به چه شکله و قراره چطور شروع بشه و چطور ادامه و پایان پیدا کنه ! 

خیلی ها رفتن سربازی و برگشتن ولی تجربه و برداشت یکسانی ندارند . 

یکی میگه سربازی دوران خیلییی سختیه که دو سال از عمرتو تلف می کنه ...

امید چِرَوی

داشتم قسمتی از کتاب « حکایت هایی از زندگی دکتر شریعتی » رو میخوندم و مطالب زیبایی خوندم که باعث میشد ، ذهن و روح من لذت ببره و انگیزه ای بیشتر از پیش بگیره برای پیشرفت و حرکت به سمت موفقیت . 

حالا میخوام یه پاراگراف فوق العاده که با یک سوال شروع میشود را اینجا تایپ کنم تا شما هم از خواندن این پاراگراف لذت ببرید : 


چه کسانی از چاله چوله های راه ، رنج میبرند و خسته می شوند و به ناله می آیند ؟ 

امید چِرَوی


اگر عاشق می شوید 

عاشق رفتار ادم ها نشوید . 

ادم ها 

گاهی حالشان

 خوب است ،

گاهی بد و رفتارشان 

متأثر از حالشان است . 

یاد بگیرید که عاشق « افکار » شوید . 

آمنه قاسمی 


امید چِرَوی